|
|
|
|
|
خيليها هستند كه چون بي تجربه اند وقتي به دختري ميرسند دست و پاشونو گم ميكنند.در بعضي موارد حتي با تجربه هاش هم ميمونند چكار بايد بكنند تا به هدفشون برسند.ارتباط با دخترها هميشه بايدحساب شده باشه چون جنس لطيف اونقدر ها هم وفادار نيست.خوب حالا براي تازه كارها كمي جملات آموزشي مينويسم.اميدوارم به دردتون بخوره: ميشود.شما بايد دستي به سر و روي خود كشيده و خود را كاملا مرتب كنيد.حال خود را در جستجوي چيزي نشان بدهيد و تمام سوراخ سنبه هاي اطراف را بگردید.دختر در نزديكي شما ميرسد.صداي خود را صاف كنيد.بخاطر داشته باشيد بسيار خود را مودب جلوه بدهيد.منتظر باشيد و تا دختر به كنار شما رسيد.ناگهان بگوييد: بفرماييد. - عذر ميخوام من سر راه شما يك چيزي گم كردم.ميخواستم ببينم شما نديدينش؟ - چي گم كرديد؟ - شما ناگهان صداي خود را بالا برده و ميگوييد: قلبمو ماشين را كنار او نگه داشته،شيشه را پايين بكشيد و بگوييد:خانم من لولو خورخوره ام.اگر سوار نشي ميخورمت.كه در اينجا دو حالت دارد ياسوار ميشود كه هيچ و اگر سوار نشد به شما اجازه خوردنش را داده است. منظور رسانيده ميشود. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 20 آبان1386ساعت 16:22 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام. اميدوارم حال همتون خوب باشه. اين سري يه داستان جالب (من که خودم خوشم اومد) قرار دادم که اميدوارم خوشتون بياد. قبل از هر چيز براي اينکه کپي رايت رو رعايت کرده باشم بايد بگم که اين داستان نوشتهي دوست عزيز کلهپوک(kallepook.com) است. اگه از داستان خوشتون اومد که هيچي، اگه خوشتون نيومد به من چه، بريد به کلهپوک بگيد که اين چيه که نوشتي(شوخي کردم). در هر حال اميدورام همه شما شاد و موفق باشيد. سه جزیره ما گروهي از درباريان و سربازان گارد امپراطوري بوديم كه از طرف پادشاه پرتغال براي كشف كشورهايي كه داراي منابع غني بودند فرستاده شده بوديم.پادشاه پرتغال به عنوان اولين پادشاه استعمارگر جهان ميخواست قلمرو خود را افزايش دهد.و اين وظيفه ما بود كه جان خود را فداي او كنيم.داستاني كه ميخوانيد ماجرايي است كه به همين دليل به سرما آمد.ميدانم كه باور نميكنيد اما تماما واقعيت است.
معاون ناخدا:قربان.ما همه ميميريم.به نظرم بهتره دستور بدهيد تا آب و غذا را جيره بندي كنند.اينجوري شانس بيشتري براي زنده موندن داريم. ناخدا:احتياجي نيست.دوست ندارم افرادم روحيه شون را ازدست بدهند.اينطوري همه ميفهمند كه راهمون را گم كرديم و نميدونيم كجا هستيم. معاون ناخدا احترامي ميگذارد و ميرود.ناخدا باخودش ميگويد:اي كاش اون طوفان لعنتي ما را از مسيرمون دور نينداخته بود.آخر در اين آبهاي ناشناخته چطور ميتونم مسير يابي كنم.تابه حال هيچ پرتغالي از اينجا رد نشده كه در نقشه بنويسه اينجا كجاست. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 11 آبان1386ساعت 12:13 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام اينم جوکهاي اين سري. اميدوارم خوشتون بياد. 1- به ترکه ميگن موقع سکس چطوري زنتو ديونه ميکني ميگه : وقتي کارم تموم مي شه ، کيرمو با پرده پاک ميکنم 2- آن یکی وام طلب کرد از رفیق گفت کیرت را ببینم من رفیق گفت ربط کیر من با وام چیست؟ گفت با پس دادنش بی ربط نیست موعدش چون میرسد با توپ پر پاسخم گویی که کیرم را بخور بس که خوردم کیر از هر وام گیر باید از اول ببینم سایز کیر 3- داشتم فکر می کردم که ای کاش من انار بودم و تو آبم رو می خوردی و یا گل آفتابگردون بودم و تو تخممو می خوردی... ولی حالا که همین هستم بیا کیرمو بخور...!!! 4- اماکن دیدنی رشت: کلوچه پزی پسر و پدران کتیبه زن با وفا مجسمه مرد با غیرت میدان شهید حلال زاده پارک زیبا دماغ (`.`) (`.`) (`.`) \ | / \ | / \ | / _| |_ _|`|_ _|`|_ 5- اگه گفتی تو کدومی؟؟ . . . . . اه چقدر خنگی!! همون که دودول نداره!!! 6- دوست داری ارتباط جنسی از طریق موبایل داشته باشی؟ 7- یه بچه تو قزوین گم میشه ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 7 آبان1386ساعت 17:14 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
1- حافظ قزوینی می فرماید : ای که کونت همچو بیتی از غزل من پی کون تو بودم از عزل ای نوای کون تو چون ساز نی داغ کونت را ببینم تا به کی؟ 2- مادر دانش آموز به ناظم : این درس نمیخونه... ناظم : بچه اگه حرف گوش ندی مادرتو... مادر: این حرف گوش نمیده شما کار خودتونو بکنید!!! 3- در پایان نماز جمعه قزوین به بغل دستی میگن قبول باشه... به جلویی میگن حال دادی... به پشت سری میگن بعدا حالتو می گیرم!!! 4- سرتو گذاشتی رو پام گفتی که اینو می خوام گفتم که این خیاره اشکتو در میاره گفتی عیبی نداره واسم بچه میاره اسمش میشه ستاره کون میده پول میاره 5- زن ترکه داشته با کیر مصنوعی حال می کرده... یهو شوهرش از راه میرسه زنش کیرو میندازه پشت سرش! ترکه میگه چی بود؟ زنش میگه مگس بود!! ترکه میگه : عجب کیری داشت!!!!!! 6- به عربه میگن چرا کیرت اینقدر درازه؟ میگه : ولک ما از اول کیر بودیم بعد بهمون دست و پا دادن!!! 7- آیا می دانید وقتی نیوتون برای اولین بار یک دختر سکسی دید ، کیرش چه گفت ؟؟ گفت : ریدم تو قانون جاذبه تخمیت!! من که دارم میرم بالاااااااا !!!!! ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 4 آبان1386ساعت 22:48 توسط احسان
|
|
||
Copyright © 2007 SANAMSATH.BLOGFA.COM . All Rights are Reserved